در جستجوی هیولا

 

 

http://monster-quest.com/wp-content/uploads/2017/07/samandehi.jpg

آیا دنیا انتها دارد؟

کیهان ما خیلی خیلی خیلی بزرگ است، ولی بی نهایت بزرگ نیست. البته این بدان معنا نیست که کیهان لبه دارد. پرسشی که ذهن بسیاری را به خود مشغول کرده این است که لبه هستی کجاست؟

پاول ساتر، استاد و متخصص فیزیک نجومى دانشگاه اوهایو آمریکا به این پرسش پاسخ می دهد.

طرح پرسشی دیرینه

همه ما می دانیم که کیهان هر لحظه منبسط می شود. اینطور نیست؟ خب اگر نمی دانستید، حالا دیگر می دانید. ما در کیهانی زندگی می کنیم که هر لحظه در حال انبساط است. هر کهکشان مدام از کهکشان های دیگر دورتر می شود. این مسئله به خودی خود چندان پیچیده نیست، اما اگر از بعد دیگری به آن نگاه کنیم متوجه پیچیدگی آن می شویم. اگر کیهان هر لحظه در حال انبساط باشد، این انبساط در چه ظرفی صورت می گیرد؟! کیهان بزرگتر؟ نیستی؟ چیزی شبیه یک مه مبهم؟ لبه گیتی ما واقعا کجاست؟

آیا اصلا هستی لبه دارد؟

خب در واقع کیهان ما دارای لبه است. به عبارت بهتر، اگر منظور از کیهان ما همان کیهان قابل مشاهده باشد. سرعت نور را که می دانیم و کیهان نیز از مدت ها پیش حدود ۱۳٫۷۷ میلیارد سال پیش وجود داشته است. این مسئله یک معنا می دهد تنها بخش هایی از کیهان به ما نشان داده شده که نور آن را در نور دیده باشد.

خب پرسش دیگر این است که در ورای کیهان قابل مشاهده ما چه چیزی وجود دارد؟ پاسخ این سوال آسان است. کمی خرت و پرت بیشتر، مثل کهکشان و سیاه چاله و احتمالا انواع جدید پنیر! البته ما هیچگاه به آن دست نخواهیم یافت، اما خب آن ها آنجا هستند.

از زوایه دید ما

از زاویه دید ما، این چنین به نظر می رسد که ما در مرکز همه چیز قرار داریم و تمام کهکشان های دیگر از ما دور می شوند. این منطق طبیعتا یک بحث را می طلبد که باید لبه ای وجود داشته باشد.

فرض کنید شما جایی در کهکشان آندرومدا، نزدیک ترین همسایه کهکشانی ما، فرود آمده اید. از آن زاویه دید جدید، شما در مرکز هستی قرار دارید و همه چیز مدام از شما دور می شود.

حالا اجازه بدهید کمی خیالاتی تر شویم. می خواهیم شما را به دورترین کهکشان قابل رویت در هستی یعنی به دورترین نقطه ممکن، تله پورت کنیم. فکر می کنید چه اتفاقی می افتد؟ خب از آن زاویه دید جدیدتر، شما فکر می کنید که در مرکز هستی قرار دارید و تمام کهکشان ها از جمله کهکشان راه شیری در دوردست ها از شما فاصله می گیرند.

اینکه می گوییم کهکشان در حال انبساط است یعنی همین. هر کهکشان از کهکشان های مجاور فاصله می گیرد. البته در این بین چند استثنا هم وجود دارد که بحث آن کاملا جدا است، چرا که دلایل خاص خودش را دارد.

محدودیت و معادله انبساط

هر چه که باشد، باید محدودیتی هم وجود داشته باشد. اینطور نیست که کیهان لایتناهی باشد. درسته؟ موافقید؟ خب شاید هم خیر. کیهان ما خیلی خیلی خیلی بزرگ است، ولی بی نهایت بزرگ نیست. البته کیهان همچنان به لبه نیاز ندارد.

دوباره به خیال پردازی خودمان برگردیم. از زاویه کهکشان راه شیری، کیهان چون حباب صابونی بسیار بزرگی به نظر می رسد که مدام در حال انبساط بوده و ما نیز در مرکز آن قرار داریم. اما در کهکشان دیگر، حباب صابونی و مرکزیت جهان متفاوت می شود. آنچه ما داخل کهکشان یا لبه کهکشان می پنداریم، در جای دیگر کاملا بی معنا می شود. این حقیقت در مورد تمام کهکشان ها صدق می کند.

دوباره تکرار می کنم کیهان در حال انبساط فقط بدان معنا است که هر کهکشان از دیگری فاصله می گیرد. همین و بس. نه لبه ای در کار است و نه حبابی. انبساط در درون هیچ ظرفی نیز صورت نمی گیرد. معادله کار آسان و قابل فهم است. کیهان همگام با زمان بزرگ و بزرگتر می شود. تمام.

بیایید یک گام به عقب برداریم. همه از مقایسه هایی که برای توضیح کیهان در حال انبساط داده می شود، اطلاع داریم. کهکشان ها مانند مورچه هایی هستند که به دور یک توپ بادی می چرخند. تمام ما مانند کشمکش های روی یک تکه نان هستیم. اما صبر کنید توپ بادی دارد کمی باد می شود! آن تکه نان هم درون فر کمی پف کرده است. فضا در حال انبساط است و کهکشان ها نیز از آن تبعیت می کنند. می بینید چقدر ساده است!

هستی، توپ بادی و یک تکه نان!

این مقایسه ها نکته جالبی را به ما گوشزد می کنند. کهکشان ها از طریق پرتاب شدن، پرواز کردن و یا حرکات موزون از هم دور نمی شوند. فضای زیر آن ها است که انبساط را ایجاد می کند.

این مقایسه ها اما یک اشتباه دارند. ما به راحتی می توانیم باد شدن توپ و پف کردن نان را درک کنیم و می گوییم که آن ها به داخل هوا منبسط می شوند. توپ بادی پوست دارد. نان هم پوسته ای خوشمزه و شکننده دارد. توپ بادی و نان لبه دارند و به راحتی می توانند داخل چیز دیگری بروند.

مغز ما مقصر حیله ایجاد شده است. مغز هنگام درک اتفاقات در ابعاد بسیار بزرگ ما را فریب می دهد. وقتی ما از مثال مورچه های روی توپ بادی استفاده کردیم، یک عده گفتند که خب چرا مورچه؟

چه می دانم. با این قضیه کنار بیایید. اشتباه دیگر این است که برخی می گویند خب مرکز جهان همان جاست، درست در وسط توپ. اینجا باید محدودیت های این مقایسه را توضیح دهم. تمام کیهان ما باید با سطح توپ مقایسه شود. سطح توپ یا همان لایه آن نیز هیچ مرکزی ندارد. درست مانند پوسته زمین که هیچ مرکزی ندارد. قطب شمال و جنوب می توانستند در هر نقطه ای باشند.

در مثال توپ بادی، تمام کیهان ما با یک سطح دو بعدی مقایسه شده که پر از مورچه های احمقی است که می خواهند به هم برسند، اما یک شخص بیکار آن را مدام باد می کند. خب خوب است!

این مدل از کیهان دو بعدی است، اما ما در ذهن خود بی درنگ به بعد سومی فکر می کنیم بعدی که مورچه ها نمی توانند به آن دسترسی داشته باشند، زیرا نمی توانند بپرند. آن بعد اضافی اما فضایی را برای سطح توپ مهیا می کند که آن ها بتوانند به داخل آن گسترش یابند.

کیهان سه بعدی

کیهان ما اما سه بعد دارد. البته بر اساس نظریه ریسمان، ممکن است ابعاد جدید نیز وجود داشته باشند، اما آن ها آنقدر کوچک اند که فاکتور گرفته می شوند. اما آیا بعد چهارمی وجود دارد که آن خرت و پرت هایی که کیهان ما به داخل آن منبسط می ‎شود را توجیه کند؟

شاید آره یا شاید هم خیر. به این جمله توجه کنید. علم ریاضیات می تواند وجود بعد چهارم برای توجیه انبساط کیهان سه بعدی ما را پشتیبانی کند. کیهان ما سرانجام در این بعد اضافی دارای لبه خواهد بود. به عبارت بهتر، کیهان در آن بعد چهارم مانند توپ بادی دو بعدی دارای لبه خواهد بود. اما لزوما هم اینطور نیست.

ما به بعد چهارم برای انبساط در سراسر هستی نیازی نداریم، زیرا به کمک همین سه بعد همیشگی و دوست داشتنی خودمان هم می توانیم به خوبی یک توضیح علمی جامع و پیوسته از انبساط کیهان ارائه کنیم. بنابراین ما می توانیم بدون نیاز به لبه و محیطی برای انبساط بیشتر، صاحب کیهانی در حال انبساط باشیم.

من اعتراف می کنم که درک چنین مفاهیمی کار ساده ای نیست، اما خب زیبایی استفاده از ریاضیات برای درک هستی نیز در همین است. ما می توانیم مفاهیمی را خلق کنیم و آن ها را به کار گیریم که مغزهایمان به سادگی توانایی درک آن را ندارند.

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

امتیاز شما به مطلب

دوست داشتم: 2
دوست نداشتم: 1
میانگین امتیازات: 2

http://monster-quest.com/wp-content/uploads/2017/11/Monster-Shop-Banner.gif?x63997

16 دیدگاه در “آیا دنیا انتها دارد؟

من همیشه فک میکنم از یه جایی ب بد فضا تبدیل میشه به یه جایه سفید و خالی.میدونم از نظره علمی درس نیس ولی ممن همیشه اینطور میفکرم

این نظریه ها همش الکیه

عاغا رسیدی ته جهان
اون تو کجاس
فرض کن تو داخل یه توپی زمین وسط این توپ تو نظرت بگیر(بلفرض)
تا تهش رفتی و رسیدی به دیواره
خو پشتش چی هست
دنیایی بیرون توپ چی هست

هیچکس نمیتونه اینو ثابت کنه
فقط بدونین این دنیا همینطور الکی ساخته نشده
وسلام اینا چیزایی هستن که نمیشه اثباتشون کرد چون علم ما خیلی خیلی کمه

من خیلی به این موضوع فکر کردن تنها پاسخ اینه که هرگز قادر به فهمش نخواهیم بود ولی خب اگه بخوام بصورت نظریه بیانش کنم این نظریه خودمه شایدم کس دیگه ای اینو گفته باشه کلا در جهان همه چی در یه چیز دیگریه مثلا اتم اجزای تشکیل دهند ه مولکول و مولکول اجزای تشکیل دهنده جسم و اجسام اجزای تشکیل دهنده سیارات ووووو سیارات و خورشید و ستارگان ووووو اجزای تشکیل دهنده عالم هستی و جواب نهایی اینجاس که شاید خود جهان هستی ما اجزای تشکیل دهنده یه دنیایه و زه جهان دیگس مثل یه تنگ ماهی که وسط دریا ولش کنیم و ماهی درون اون از یه دنیایه اندازه تنگ به دریا رسیده و همین روند تا بینهایت ادامه داره

بله اخرش میخوره ب یه دیوار روش نوشته پایان بعد زیرشم نوشته تهیه کننده مانستر کویست??✌

هرچی بهش بیشتر فک میکنم که ما از کجا اومدیم,به کجا میریم ودر کجاهستیم,خودمو بیچاره ترو بی دفاعتر میبینم

از نظر من وجود جهان تصادفیه و جهان ما هم تنها جهان موجود تصادفی نیست ، کره زمین هم تصادفا این به این شکل هست و حیات هم تصادفی از فضا به زمین اومده و انسان هم به وسیله انتخاب طبیعی و جهش تصادفی ژنی به وجود اومده.

از نظر من دنیا بی نهایته شاید واسه بعضی ها عجیب این باشه که دنیا بی نهایته ولی برای من بی نهایت نبودن دنبا عجیبه اط نظر من حتی یه برگ گیاه هم از نظر ساختار داخلی بی نهایت هست و بزرگیش مثل کهکشانه

به به همه استادا جمعشون ک جمعه….باو اینارو بیخیال ب فکر زندگیتون باشین..والا..!!

به نظر من فضا هیچ وقت تموم نمیشه.اگه از زمین و منظومه شمسی خارج بشیم بازم توی واحد بزرگتر کهکشان راه شیری هستیم.و بازم دور بشیم در میان میلیارد ها کهکشان دیگه که خودشون شاید توی یه واحد بزرگتر باشن.و خود اون واحد در واحد بزرگتری.مثلا از بینگ بنگ دنیای ما به وجود اومده و شاید در خیلی جاهای دیگه هم انفجاری مثل بینگ بنگ باشه که دنیاهای متفاوت با ساختار و روابط متفاوت به وجود بیاره.من نمیتونم درک کنم که فضا یه جایی تموم بشه.مثلا اگه کل این جهان رو یه کره فرض کنیم بیرون اون کره دقیقا چه شکلیه؟فضای خالی؟خب چه دلیلی داره توی این فضای خالی چیزی به وجود نیاد؟ و این بحث رو به نظر من در مورد اتم هم میشه مطرح کرد که تا امروز تا نظریه ریسمان جلو رفته

معلومه که تمام میشه و نهایت داره ، چون ماده هستش و ماده برای بسط در دو بعد مکان زمان حرکت می کنه.

وَالسَّمَاء بَنَیْنَاهَا بِأَیْدٍ وَإِنَّالَمُوسِعُونَ سوره ی الذاریات آیه ی چهل و هفت:ما آسمان‌ها را با قدرت خود بنا کردیم و همچنان آنرا گسترش میدهیم.

خدا را شکر از این عظمت واقعا مخ آدم سوت میکشه که فکر میکنی بهش

یادمه یه مستند بود علمی و دینی میگفت همه چیز دنیا بر پایه نظمه و زمین جای مناسبی هست برای زندگی جانداران و جاذبه زمین و انفجارهای کیهانی منظمه نه مثل انفجارهای زمینی که انجام میشه تخریب کننده باشه که این از نظریه بیگ بنگ شروع شده به قول انیشتین فهم انسانها در مورد زندگی و کیهان و عالم و این چیزها مثل فهم کودک از دور و اطرافش هست و چیز زیادی هنوز نمیدانیم و دانشمندا در آینده شاید کشفش کنند و دست پیدا بکنند بهش

از آنجاییکه کیهان نقطه آغاز داشته است و چون در هنگام آغاز دارای مرز(لبه) و به اندازه یک نقطه بوده است بنابراین اکنون نیز دارای لبه بوده فقط چون سرعت انبساط کیهان از سرعت نور بیشتر است ما نمیتوانیم لبه کیهان را ببینیم

به نظر من از اون جایی که تین دنیا و موجوداتش طوری آفریده شدن که برای همه چیز یک حد و انتهایی میبینن و بی نهایت رو نمیتونن درک کنن ما انسان ها هم همینطوریم وقتی از این دنیا به دنیا بعدی بریم در اونجا همه چیز متفاوته

خدا میگه من همه جا هستم ظاهر و غایب.چطور مولانا حافظ اونا شناختن ودیدن.تازه خدا میگه میخایی منا بشناسی اول به خودت فکر کن.هر چی زیبایی و کمال یعنی خدا…..

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.