در جستجوی هیولا

 

 

http://monster-quest.com/wp-content/uploads/2017/07/samandehi.jpg

آیا لیزی بوردن قاتل بود؟

لیزی بوردن (Lizzie Borden) در River Fall ماساچوست به دنیا آمد. خانواده وی در ابتدا با فقر در جدال بودند اما نهایتا پدرش اندرو بوردن در فروش مبلمان و تابوت به موفقیت چمشگیری دست یافت و بسیار متمول شد. علیرغم آن به خست معروف بود و در زمان مرگش ۸ میایون دلار از خود به جای گذاشت. لیزی بوردن (Lizzie Borden) در امور خیریه کلیسا به صورت فعالانه مشارکت داشت و جلسات تدریس رایگان روز های یکشنبه مختص فرزندان فقرا برگزار میکرد.

آندرو ۳ سال پس از فوت همسرش سارا آنتونی (sarah anthony) با ابی درفی (Abby Durfee) ازدواج کرد. هرچند لیزی از تشریح کیفیت روابط خود و مادر خوانده اش امتناع میکرد، یکی از خدمتکاران به نام بیریجیت سالیوان (Bridgit Sullivan) بعد ها شهادت داد که لیزی و خواهرش اما (Emma) به ندرت با والدین سر یک میز غذا میخوردند و هر دو خواهر به جهت دوری از محیط متشنج خانه، مسافرت های طولانی مدت به New Bedford داشتند. پس از بازگشت، تا یک هفته پیش از وقوع قتل، لیزی به مدت ۴ روز در مهمان خانه ای مستقر بود. در می ۱۸۹۳ اندرو کبوتر ها را با تبر کشت زیرا نمیخواست بچه های همسایگان آن ها را شکار کنند و لیزی که به تازگی لانه ای برای آنها ساخته بود شدیدا غمگین شد.

چند شب پیش از رخ دادن قتل، خانوادا شدیدا خوش حال و احوال بودند و اَبی مظطربانه بر این عقیده بود که فردی آنها را مسموم کرده زیرا که آقای بوردن در شهر محبوبیت چندانی نداشت.

شب پیش از جنایت, برادر مادر درگذشته لیزی, جان مورس (John Morse) به منزل آنها آمد تا درباره بیزینس با آقای بورن صحبت کند. در صبح سه شنبه ۴ آگوست ۱۸۹۲ اجساد ابی و آندرو کشف شد که طبق نظر پزشکی قانونی, ابی بین ۹ صبح تا ۱۰:۳۰ صبح و اندرو بین ۱۰:۳۰ الی ۱۱ صبح کشته شده که ۱۷ ضربه تبر به پست سر ابی و یک ضربه به بالای گوش وارد شده بود.

پس از صرف صبحانه حوالی ساعت ۹ صبح اندرو به قصد پیاده روی منزل را ترک و مورس نیز به دیدار یکی از خویشان رفت. آقای بوردن در ۱۰:۳۰ بازگشت ولی نتوانست با کلید درب را باز کند لذا بریجیت آن را باز کرد و طیق اظهارات این خدمتکار در دادگاه صدای خنده لیزی در این لحظه از بالای راه پله شنید که لیزی این ادعا را انکار نمود و ادعا کرد که به پدرش کمک کرده چکمه هایش را در بیاورد در صورتی که در عکس هایی که به پلیس از نعش گرفته بود به وضوح مشخص بود که مقتول در زمان مرگ چکمه به پا داشته.

لیزی درباره اتفاقات بعدی دو داستان متفاوت گفت. در ابتدا ادعا کرد که در انبار به دنیال اهرم جهت فیکس کردن یک در بوده و بعد به مدت ۳۰ الی ۲۰ دقیقه در آنجا مشغول خوردن گلابی بوده. این برای پلیس شک برانگیز بود چرا که هیچ شخصی نمیتوانست در آن فصل از سال, گرمای انبار را به این مدت تحمل کند. به علاوه هیچ رد پایی در انبار یافت نشد. ساعت ۱۱ لیزی خدمتکار را که در طبقه ۳ بود صدا زده و گفته: “کسی وارد اتاق شده و پدر را کشته” و نگذاشت که او وارد اتاق شود و صحنه را ببیند و سریعا او را روانه پزشک کرد.

تعداد ۱۱ ضربه به صورت اندرو و روی کاناپه خم شده و دریافتند که ضارب در زمان خواب بی وی حمله ور شده زیر یکی از چشمها به وضوح به دو نیم شده بود. اظهارات لیزی در این باره متناقض بود. نخست شرح داد که صدای نزاع و فریاد های وحشت زده ای را شنیده بود و ۲ ساعت بعد تفهیم کرد که چیزی نشنیده. در زیر زمین ۲ تبر و یک تیشه با دسته شکسته کشف شد. یکی از دوستان لیزی را دید که در آشپزخانه لباسی را در آتش می اندازد که مدعی بود آغشته به رنگ شده و هرگز نفهمید کسی متوجه نشد که آیا آن همان لباس هایی بوده که قاتل در حین اتکاب جنایت به تن داشته است یا نه.

محکمه از ژوئن ۱۸۹۳ آغاز شد و لیزی که به جهت تمدد اعصاب تحت درمان با مورفین بود رفتاری غیر عادی داشت و اغلب از جواب دادن خودداری مینمود حتی اگر به نفع خودش بود. از تیشه ای که در زیرزمین کشف شد چیزی دستگیر قضات نشد. دو تن شهادت دادند که لیزی را هنگان خارج شدن از انبار دیده اند و بریجیت خدمتکار نیز گفت که مظنون قبل از ساعت ۱۱ به مدت نیم ساعت منزل را ترک کرده و به علت آنکه هیچ مدرکی علیه او یافت نشد تبرئه شد. طی کالبد شکافی سر ها جدا و به عنوان مدرک در دادگاه استفاده شد که لیزی با رویت آنها غش کرد. نهایتا پس از تبرئه نامش را به لیزبت تغییر داد و شایعاتی از آنها به وجود آمد مبتی بر اینکه او همجنسباز است و جامعه ریورفال او را طرد کرد.

او و خواهرش در عمارتی مجلل اطراق کردند و پس از مشاجره به دلیل مجلسی که لیزبت برای یک از هنرپیشه های زن ترتیب داده بود Emma او را برای همیشه ترک کرد. لیزبت به جرم دزدی از مغازه در سال ۱۸۹۷ دستگیر شد. نهایتا پس از جراحی سنگ صفرا در ۱۹۲۷ بر اثر عفونت ریه درگذشت. ۹ روز بعد Emma بر اثر عفونت کلیه در نیوهمپشایر فوت کرد. فرضیات بسیاری در گذر زمان درباره عامل جنایت مطرح شد, من جمله جان مورس که شب پیش از قتل به منزل آمد, ویلیام پسر نامشروع آقای بوردن, خود لیزی یا Emma. برخی گفته اند که بریجیت بدلیل آنکه در آن روز گرم لیزی دستور داد پنجره ها را تمیز کند عصبانی شده و به همین سبب علنا بر ضد او شهادت داده. هر چند مدت ها بعد در بستر احتضار به خواهرش اعتراف کرد که به نفع لیزی در آخر گفته هایش را تغییر داده. در هر صورت تا به امروز این ماجرا یک راز میباشد.