در جستجوی هیولا دیپ وب و دارک وب, راز های کشف نشده تاریخ, معما های تاریخی, مکان های اسرار آمیز , اتفاقات اسرار آمیز , عجایب دنیا , آخر الزمان, قاتل های کشف نشده , آزمایش های سری , اسرار کیهان , اجسام تسخیر شده , اسرار علمی بی پاسخ و …

 

 

http://monster-quest.com/wp-content/uploads/2017/07/samandehi.jpg

جمجمه پر سر و صدای عمارت بورتن اگنس هال (Burton Agnes Hall)

چنانچه مقیم انگلستان باشید غیر ممکن است درباره این کاخ چیزی نشنیده باشید. قدمت آن به دوران ملکه الیزابت بازمیگردد و نزدیک Driffield در شرق یورکشایر واقع شده است. واقعیتی بسیار مخوف در پشت دیوار های آن مدفون است. جمجمه ای تسخیر شده به همراه شبح بدون سر زنی که گفته شده Owed Nance است. طی سال های ۱۶۰۱ الی ۱۶۱۰، آقای Henry Griffith در صدد ساخت کاخی مجلل در یورکشایر برآمد. وی سه دختر داشت که جوانترین آنها، آنه به طرز عجیبی به ساختمان یاد شده علاقمند بود و روز ها در اطراف آن قدم میزد.

روزی چند سارق به وی حمله ور شدند و ضربه شدیدی به سرش به سرش وارد کرده و گریختند. چند تن از ساکنین دهکده او را پیدا کردند و به خواهرش تحویل دادند، خواهران بلافاصله مراقبت از او را بر عهده گرفتند در حالی که میدانستند ضربه وارده مهلک بوده و مرگ آنه نزدیک است. او حین احتضار آخرین آرزویش را عنوان کرد: “خواهران عزیز، روح من هرگز در مزارم در محوطه کلیسا در آرامش نخواهد بود مگر آنکه من یا حداقل بخشی از من در این عمارت زیبا تا زمانی که پابرجاست بماند. قول بدهید پس از مرگ، سر من از بدنم جدا شود و درون دیوار مدفون گردد و تا ابد همانجا بماند و به هیچ عنوان به جایی دیگر منتقل نشود. این را به مالکین آینده این عمارت نیز منعکس کنید که اگر از آخرین خواسته من سرپیچی شود، آنچنان غوغایی در این عمارت به پا کنم که قابل سکونت برای احدی نباشد”.

خواهران او در آن لحظه خواسته او را پذیرفتند اما بعد از مرگ او زیر قولشان زدند. برای آنها بینهایت دشوار بود که جسد خواهر عزیزشان را مثله کنند. لذا تدفین سپری نشده بود که عمارت آکنده از صداهایی شدیدا رعب آور و عجیب و اصوات آزار دهنده شیون و زاری شد. خدمتکاران دیگر حاضر نبودند تا در آنجا بمانند. دو خواهر تصمیم گرفتند تا نبش قبر صورت بگیرد تا طبق وصیت متوفی عمل کنند. آنها حین حفاری متوجه چیز عجیبی شدند. سر جسد از بدن جدا شده و فاقد پوست و گوشت بود. در نهایت هراس سر را به کاخ بازگرداندند و بزودی آرامش حکم فرما شد. روزی خدمتکار شکاک سر را برداشت، داخل پارچه ای گذاشت و آن را داخل درشکه ای انداخت که از جلوی کاخ در حال عبور بود.

به طور اسرار آمیزی اسب ها لرزیدند و توقف کردند و نتوانستند درشکه را حتی به میزان یک اینچ جابجا کنند. اینجا بود که خدمتکار مزبور متوجه اشتباه بزرگ خود شد و سر را برداشت که بلافاصله درشکه شروع به حرکت نمود. مدتی بعد مجددا یکی از ساکنین که از اقوام به نام لرد هنری …. (Sir Henry Souerville Boynton)، جمجمه را در کلیسا دفن کرد که بدلیل بازگشت آن صداهای خوفناک به کاخ مجبور شد دوباره آن را به داخل عمارت بازگرداند. اعتقاد بر این است که یکی از مالکین جمجمه را در لابلای دیوار های این کاخ طوری جاسازی کردند که غیرقابل دسترس باشد. در یکی از صدها اتاق این مکان تسخیر شده، پرتره ای از آنه موجود است که گزارش های بسیاری درباره وقایع ماورایی مرتبط با آن نقل شده. از جمله روزی فردی به نام جام بیلتون (John Bilton) تصمیم گرفت یک شب را در آنجا سپری کند و زمانی که در تلاش بود نگاهی به پرتره‌ی مذکور بیندازد، ناگهان به طرز عجیبی شمعی که بدست داشت خاموش شد و علیرغم تلاش های مکرر، قادر به روشن کردن آن نشد.

همان شب صداهایی مخوف در سراسر عمارت به گوش رسید به طوری که بیلتون متقاعد شد که آن مکان تسخیر شده است. همینطور بسیاری شرح داده‌اند که شبح فاقد سر زنی را در راه رو های عمارت رویت کرده اند (این اتفاق با این عنوان افتاده که هیچ کدام از آنها از ماجرای شبح و تسخیر خبر نداشتند). در هر صورت علت هر چه باشد ما هرگز نمیتوانیم حدسیاتی کاملا صحیح داشته باشیم.