در جستجوی هیولا

 

 

http://monster-quest.com/wp-content/uploads/2017/07/samandehi.jpg

جن در بیمارستان

من پرستارم.یه شب برای خواب به یکی از اتاق های بخش که خیلی بزرگ تر از بقیه بود و مریض نداشت رفتم.به یه پایه سرم نگاهی انداختم تا ببینم میشه کتمو آویزون کنم یا نه ؟پایه سرم حلقه نداشت.رفتم دستشویی وقتی برگشتم دیدیم کتم رو پایه سرم روی یه حلقه ی سالم آویزون شده.اول با خودم گفتم حتما خستگی باعث شده توهم بزنم.خواستم بخوابم.رو تخت دراز کشیدم.چشمامو که بستم احساس کردم یکی داره در دستشویی رو باز میکنه.نگاه که کردم دیدم یه پیرزن داره از تو دستشویی بهم نگا میکنه.تعجب کردم.فک کردم یکی‌ار مریضاست.دفتم بهش بگم برو رو تختت.اینجا جیکار میکنی ؟ ولی دستشویی خالی بود‌.وقتی برگشتم رو تخت دیدم کتم افتاده رو زمین و روش پر از رد پای خاکیه.ترسیدم و بیرون اومدم.به کسی چیزی نگفتم‌ولی دزدکی‌تحقیق‌ کردم و فهمیدم تو اون اتاق ده ساله پیش یه پیرزن دخترشو نصفه شب با چاقو کشته بوده و بعد خودکشی کرده بوده.