در جستجوی هیولا

 

 

http://monster-quest.com/wp-content/uploads/2017/07/samandehi.jpg

زندگی قبل از تولد شانتی دوی (Shanti Devi)

ممکن است در بین شما کسانی باشد که به “تناسخ روح” اعتقاد داشته باشند, اما بودائیان, بخصوص “هندی ها” اعتقاد عمیق و متعصبانه ای به نظریه تناسخ دارند شاید یکی از دلایل این موضوع گذشته از آموزه های دینی آنان ماجراهایی است که برای مردم اتفاق می افتد. مانند داستان زندگی دختری بنام “شانتی دوی” (शांति डेवी) که طعم دو بار زندگی کردن را چشید!

دختر جوان مدعی بود که قبلآ زندگی کرده است و دانشمندان کنجکاو که او را مورد آزمایش قرار دادند, باید به شکست خود اعتراف می کردند. والدین شانتی دوی (Shanti Devi) که از طبقه متوسطی بودند در شهر دهلی زندگی ساده و آرامی را سپری می کردند. شانتی دوی (Shanti Devi) در سال ۱۹۲۶ به دنیا آمد و هیچ چیز غیر عادی در تولد او وجود نداشت, تا والدینش را از آنچه که در پیش بود آگاه سازد. زمانی که دوران کودکی خود را پشت سر میگذاشت, مادرش متوجه سردرگمی او شد و در اعمال و رفتارش دقت بیشتری کرد و به نظرش آمد که شانتی دوی (Shanti Devi) در موقع صحبت با یک فرد خیالی گریه می کند. و بعد از آن بود که والدینش در مورد سلامتی او نگران شدند. در همان سال شانتی دوی (Shanti Devi) کوچولو به مادرش گفت که قبلآ در شهری بنام “موترا” (Muttra) زندگی میکرده و خانه ای را که مدعی بود در آن زندگی می کرده, برای مادرش توصیف کرد. مادر این موضوع را با پدر شانتی در میان گذاشت و او نیز به نوبه خود دخترش را نزد پزشکی برد. بعد از اینکه دخترک داستان عجیبش را برای دکتر تعریف کرد, او تنها سرش را تکان داد. اگر شانتی دوی (Shanti Devi) دچار مشکل عقلی بود, مورد بسیار نادر به شما می رفت و در غیر اینصورت دکتر جرآت بیان حقیقت را نداشت. دکتر به پدر توصیه کرد که گاه بگاه سوالاتی را از شانتی دوی (Shanti Devi) بپرسد و پاسخ های او را یادداشت کند و اگر بچه بازهم سر حرفش ایستادگی کرد, مجددآ به وی مراجعه کنند.

شانتی دوی (Shanti Devi) هرگز داستانش را تغییر نداد. تا سن ۹ سالگی والدین پریشان او, از حرفهای دخترشان متعجب نمی شدند, زیرا با بی میلی پذیرفته بودند که دخترشان دیوانه شده است. در سال ۱۹۳۵ دختر به والدینش گفت که او در “موترا” (Muttra) ازدواج کرده و سه فرزند به دنیا آورده بوده است. او مشخصات پسرانش را توصیف کرد و اسامی آنها را به زبان آورد و ادعا کرد که نامش در زندگی قبلی اش “لوجی” (Ludgi) بوده است. اما در برابر این اظهارات, والدین شانتی دوی (Shanti Devi) تنها خندیدند و اندوهشان را پنهان ساختند.

یک شب در حالی که شانتی دوی (Shanti Devi) و مادرش سرگرم آشپزی بودند, در به صدا در آمد و شانتی دوی (Shanti Devi) دوید که در را باز کند, هنگامه که بازگشت او بیش از حد معمول طول کشید, مادر به دنبال دخترش به دم در رفت و او را در حالیکه به غریبه ای که روی پله ها ایستاده بود خیره نگاه می کرد, پیدا کرد.

دختر بچه گفت: “مادر! این مرد پسرعموی شوهرم است. او هم در شهر “موترا” (Muttra) و در نزدیکی خانه ما زندگی می کرد”. آن مرد حقیقتآ در “موترا” (Muttra) زندگی میکرد و آمده بود تا در مورد موضوع شانتی دوی (Shanti Devi) با پدر او گفتگو کند. او شانتی دوی (Shanti Devi) را نشناخت اما به والدین او گفت پسر عمویی دارد که همسرش بنام “لوجی” (Ludgi) را ده سال پیش هنگام زایمان از دست داده است. والدین نگران شانتی دوی (Shanti Devi) داستان دخترشان را برای غریبه تعریف کردند و او موافقت کرد که پسر عمویش را به دهلی بیاورد تا ببیند که شانتی دوی (Shanti Devi) او را می شناسد یا خیر. دختر از این نقشه اطلاعی نداشت, اما وقتی شخص مورد نظر وارد شد, دختر خودش را در آغوش او انداخت و با بغض و گریه گفت, این مرد همسرش است که به نزد او برگشته است . والدین شانتی به همراه آن مرد متحیر و سردرگم, نزد اولیای امور رفتند و داستان باور نکردنی شان را برای آنان بازگو کردند. دولت هند یک کمیته ویژه از دانشمندان را برای بررسی و تحقیق در این باره که توجه عموم مردم را به خود جلب کرده بود, تشکیل داد. آیا شانتی دوی (Shanti Devi) تجدید تجسم “لوجی” (Ludgi) بود؟

دانشمندان شانتی دوی (Shanti Devi) را به شهر “موترا” (Muttra) بردند. دختر به محض پیاده شدن از قطار, مادر و برادر شوهرش را شناخت و اسامی آنها را گفت و با وجود اینکه پدر و مادرش تنها زبان هندی را به وی آموخته بودند, با آنها به لهجه محلی “موترا” (Muttra) صحبت کرد . دانشمندان با حیرت فراوان به آزمایشات خود ادامه دادند, آنها چشمان دختر را بستند و او را سوار کالسکه کردند و خود نیز به همراهش رفتند. شانتی بدون تآمل راننده را در مسیر های مختلف شهر هدایت کرد و مشخصات برجسته هر محلی را که از آن عبور می کردند, توصیف می کرد.

بالاخره شانتی دوی (Shanti Devi) به راننده فرمان داد که در انتهای یک کوچه باریک بایستد. او گفت: “اینجا همان جایی است که من زندگی میکردم”. وقتی نوار پارچه ای را از چشمانش باز کردند, پیرمردی را دید که جلوی در نشسته و سیگار می کشید. شانتی دوی (Shanti Devi) به آنها گفت که آن مرد پدر شوهرش, ودر واقع پدر شوهر “لوجی” (Ludgi) بوده است. شانتی بطور باور نکردنی دو فرزند بزرگش که بسیار مسن تر از خودش بودند را شناخت, اما کوچکترین آنها را که تولدش به قیمت زندگی “لوجی” (Ludgi) تمام شده بود بخاطر نیاورد. دانشمندان در ابراز نظراتشان محتاط بودند و همگی معتقد بودند که, کودکی که در دهلی به دنیا آمده به طریقی, زندگی ای را با جزئیات شگفت آور در “موترا” (Muttra) بیاد می آورد. آنها گزارش دادند که هیچ نشانه ای از فریبکاری وجود ندارد و برای آنچه که دیده اند, نیز هیچ توضیح علمی ندارند.

داستان کاملآ مستند شانتی دوی (Shanti Devi) در پرونده های پزشکی و دولتی ثبت شده است. در سال ۱۹۵۸ وی در پاسخ به سوال متخصصین گفت که یاد گرفته تا خودش را با زندگی دوم تطبیق بدهد و اظهار داشت که اشتیاق دیرینه اش نسبت به گذشته عجیبش زیاد هم آسایش او را مختل نکرده است.

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

امتیاز شما به مطلب

دوست داشتم: 24
دوست نداشتم: 2
میانگین امتیازات: 12

http://monster-quest.com/wp-content/uploads/2017/11/Monster-Shop-Banner.gif?x63997

15 دیدگاه در “زندگی قبل از تولد شانتی دوی (Shanti Devi)

من در کودکی احساس مشابهی داشتم و در ذهن خودم معتقد بودم که قبلا دریک خانواده فقیر زندگی میکردم بعدها فهمیدم به این میگن تناسخ

با عرض سلام و درود بر شما !
اول پاسخ اون دوستان عزیزی که میگن ناسخ به اسلام ربطی نداره ! عزیزان البته درست که هرکی یه نظری داره ، ولی از نظر من در تحقیق عمیق در ادیان اللهی و ابراهیم میتوان پاسخ سوالمون رو بگیریم ! مثلا درباره ارواح در دین اسلام . من به شما خواندن کتاب ” عالم عجیب ارواح ” را معرفی میکنم که دنیای ارواح را از نظر دین اسلام مورد مطالعه قرار میده . جالب بدونید که در اول این کتاب به داستان های واقعی از مشاهده ارواحی است که هنوز در کالبد متولد نشده اند ! پس ، دین اسلام نمیتواند تناسخ را رد و یا آن را کفرآمیز بداند !
بازهم سپاس از سایت خوبتون

همه انسانها در ناخودآگاهشون به تناسخ اعتقاد دارند تناسخ خيلي پيچيده هست و جالب اينجاست كه حتي چيزهايي كه در دينهاي مختلف حتي اسلام درمورد بهشت و جهنم و زندگي بعد از مرگ گفته ميشه از نظر مفهومي به هيچ عنوان تناسخ رو نقض نميكنه و اينكه از نظر اسلام يا هر دين ديگري تناسخ كفر باشه كاملا يك نظر سطحيه و اگر مطالعه و تحقيق كنيد ميبينيد اينها اصلا همديگه رو رد نميكنند
من حتي توي خردسالي هم مطمئن بودم يه روز ميميرم و دوباره متولد ميشم هميشه فكر ميكردم شايد قبلا يك پادشاه بودم يا حتي اعتقاد داشتم يكبار از يك ارتفاع خيلي بلند پرت شدم و مردم و به همين دليل ترس از ارتفاع توي وجودم بود اين اعتقاد توي قلبم بود بعدها كه بزرگتر شدم فهميدم اين فقط نظر من نيست و اسمش تناسخه

من دارم و هر چقدر در باره جهان تحقیق میکنم میبینم همه چیز گویا این هست تناسخ وجود داره اگر ادیان رو مثل من حذف کنید میفهمید کار جهان همین هست به چندین دلیل میگم حذف کنید برا مثال این که اگر یاور دارید خدایی وجود داره پس به این باور رسیدین که هیچ هوشی بالاتر از اون نسیت و در حد تصور نیست پس همیچین هوشی انقدر شاسکول نیست که چند هزار سال ساکت باشه بعد بیاد هر چند صد سال یک کتاب و چند پیامبر بفرسته وقتی جهان دورتون رو نگاه میکنید میبیند گیاهان تا سیارات رو روالی حرکت میکنن که عدد ریاضی جا به جا باعث بهم ریخت کل میشه خداوند تمام حرفهاش رو در انسان و جهان گذاشته نیاز نیست برای درکش برید کتاب یه زن باز که کودکم رحم نمیکرد بخونید یا یک شارلاتان که با رنگ شراب سفید رو به قرمز به اسم معجزه همه چیز در خودتون هست عشق محبت علم اگر به بتونید به درستی درو بر خودتون رو با مدرک ببینید میفهمید که تناسخ امکان پذیر هست چون انذژی تبدیل میشه

چند تا کتاب ترجمه شده راجب تناسخ معرفی می کنید ؟!

كتاب تنها عشق حقيقت دارد، استادان بسيار زندگي هاي بسيار را مطالعه بفرماييد ، به طور علمي وجود زندگي هاي متوالي را ثابت ميكند، كه البته تفاوت هاي بسياري بين زندگي هاي متوالي و تناسخ وجود دارد ….

من ب تناسخ اعتقادي ندارم اما ب وجود ارواح و توانشون معتقدم و قبلا هم كتاب هاي زيادي در مورد ارتباط ارواح با انسان هايي كه نيرو هايي مثل تله پاتي و پيسكومتري و هاله بيني دارن خونده بودم و در ايران خودمون هم بودن و هستن هنوز امكان دازه اين موضوع صرفا ب واسطه ي ارتباط يك روح با يك انسان ممكن شده باشه

ولی تو اسلام تناسخ وجود نداره و یه عقیده کفر امیزه

به اسلام چه ربطی داره الان،مگه باید به اسلام مربوط باشه،هر روز چیز جدیدی کشف میشه بعضیا هنوز میگن اسلام

شما هم ما رو کشتید با اسلامتون اه ?اخه به اسلام چه ربطی داره ده تا دانشمند طرف رو تست کردند حتما باید یه اخوند لمپن بیاد تایید کنه????

آفرین. این یه مطلب خوب بود. از شما این طور مطالب انتظار می ره. نه داستان لبخند یه زندانی یا . . .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.