در جستجوی هیولا

 

 

http://monster-quest.com/wp-content/uploads/2017/07/samandehi.jpg

خواب مرد عجیب

حدود ۹ سال است معمای این مَرد حل نشده، مَرد مرموزی که به خواب خیلی ها آمده و هیچ کس نمیداند چرا این چهره را تا به حال دو هزار نفر در جهان در خوابشان دیده اند. موج جمع آوری اطلاعات درباره این مرد که در انگلیسی به نام THIS MAN مشهور شده، چند سالی است به ایران آمده و سایتها و گروه ها ی مختلفی درباره آن صحبت میکنند. آیا شما هم تا به حال در خوابتان این فرد را دیده اید؟ پس به جمع دو هزار نفری خواب دیده ها خوش آمدید! ماجرا از سال دوهزاروشیش آغاز شد. سایت THIS MAN در توضیح خود نوشته است:  در ژانویه دوهزارو شیش در نیویورک، بیمار روانپزشکی مشهور، چهره مردی را کشید که بارها در خوابهایش میدید. در بیش از یک موقعیت این مرد درمورد زندگی خصوصی اش به او توصیه ها یی کرده بود. این زن قسم میخورد که این مرد را هرگز در زندگی اش ندیده است. چهره آن مرد برای چندین روز روی میز آن پزشک فراموش شد تا اینکه چند روز بعد، بیماری دیگر آن تصویر را تشخیص میدهد و میگوید که آن مرد را اغلب درخواب میبیند. همچنین او ادعا میکند که او را هرگز درزمان بیداری ندیده است. آن روانپزشک تصمیم میگیرد تا آن تصویر را برای برخی از همکارانش که بیمارانی با خوابهایی تکراری دارند، بفرستد. درطی چند ماه، چهار بیمار این مرد را که چندین بار در خوابهایشان دیده بودند، شناسایی کردند. همه این بیماران به آن تصویر این مرد میگفتند. از ژانویه دوهزارو شیش تاکنون، حداقل دوهزار نفر از شهرهای مختلف سراسر دنیا ادعا کرده اند که این مرد را در خواب دیده اند؛ از شهرهایی چون لس آنجلس، برلین، سائوپائولو، تهران، پکن، روم، بارسلونا، استکهلم، پاریس، دهلی نو، مسکو و… گزارشهای مردمی‌ ازمشاهده او

برای برخی، این مرد مهربان و صمیمی بوده است اما برخی دیگر گفته اند که او قصد جانشان را داشته است. در اینجا به برخیاز این گزارشها که در صفحه فیسبوک این کمپین آمده، اشاره میکنیم.

۱ من این مرد را در خواب دیدم که در خیابان قدم میزد و درجهت مخالف من و از کنار من رد میشد. او از من قدبلندتر بود و شروع به صحبت با من کرد. او گفت: من به تو ایمان دارم. تو میتوانی از پس این فشارها و رنجها برآیی. ۲من این مرد را در خواب دیدم که قصد کشتن من را داشت. من به تنهایی درحال قدم زدن بودم که این مرد با همین لبخند بهآرامیبه سمتم آمد. همینطور که به من نزدیک میشد، سعی کردم جیغ بکشم اما نمیتوانستم. لحظه ای که خواستم فرار کنم، شروع به خندیدن کرد. نمیتوانستم سریع بدوم، درهمین لحظه از خواب پریدم. این مرد را بازهم در خواب ودر مکانهایی دیگر دیدم.