در جستجوی هیولا

 

 

http://monster-quest.com/wp-content/uploads/2017/07/samandehi.jpg

معمای مهاجم دیوانه و گازسمی در ایلینویز, Mad Gasser of Mattoon

در آخرین شب ماه آگوست ۱۹۹۴, یوربان ریف (Urban Reaf) با استنشاق بویی شیرین و تهوع آور بیدار شد و با تصور اینکه کپسول گاز نشتی دارد خواست برخیزد و آنجا را چک کند اما متوجه شد که فلج شده است. اما این فلجی بعد از گذشت مدتی کوتاه رفع شد. روز های بعدی گزارش های مشابه از قسمت های مختلف شهر به پلیس رسید. مقامات هیچ ردی از آن ماده در صحنه نیافتند. روزنامه ها مطالبی جنجالی منتشر کردند با این عنوان که فردی دیوانه در تاریکی شب به منازل مسکونی آمده و با پمپ گاز, سمی منتشر میکند.

کاریکاتور کشیده شده توسط روزنامه ها بابت این حادثه

طبق گزارشات مردمی تمامی حملات مشابه بودند: بوی شیرین مشمئز کننده به همراه تهوع و فلج موقت. در ۵ سپتامبر یک زوج شب به خانه رسیدند و مشاهده کردند که در ورودی منزل تکه پارجه ای سفید افتاده. زن آنارا برداشته و بو کرده و بلافاصله علایم یاد شده پدیدار شده. پلیس آن محل را کاوش کرد و یک رژلب و شاه کلید پیدا کرد. اقلام تحت آنالیز قرار گرفتند اما چیزی یافت نشد. گزارش های این حادثه روز به روز بیشتر میشد و تنها چیزی که دیده شده بود این بود که شخصی بعد از برش توری پنجره, پنجره را باز گذاشته و رد پاهایی غیرآشنا و در اطراف برخی منازل بوده.

کاریکاتور کشیده شده توسط روزنامه ها بابت این حادثه

حتی FBI درمانده بود. هیچ انگیزه ای وجود نداشت. نه سرقت, نه آدم ربایی, نه حمله فیزیکی. احتمال میرفت که گاز ار کارخانه ای در آن حوالی نشت کرده باشداما هیچ یک از کارگران آن کارخانه علایم یادشده را نداشتند و هیچ گزارشی از آنها به مسئولین نرسیده بود. به علاوه این توجیه رژلب و شاه کلید و پارچه سفید را توضیح نمیکرد. آخرین مورد این گزارشات مربوط بود به پیرزنی که در سینزدهم همان ماه عنوان کرد که مهاجم را در بیرون منزلش دیده. زنی با لباس های مردانه. اواسط سپتامبر این قضیه تمام شد و هیچکس دلیل و چگونگی آنرا نمیدانست.

کاریکاتور کشیده شده توسط روزنامه ها بابت این حادثه
تصویری از عنوان روزنامه در این رابطه
تصویری از عنوان روزنامه در این رابطه