جن در خانه

جن در خانه

ما تبریز زندگی میکردیم تو یه خونه ی حیاط دار که ۲ تا اتاق بود که با حیاط از هم جدا میشدن ،اون موقع برادرام…

سایه عجیب

سایه عجیب

یک داستان بسیار قدیمی از یکی از مخاطب های سایت. پدربزرگ من فرزند یه ارباب بود یعنی خان بودن تو روستاشون و یه جمعیتی هم…

خنده های شیطانی

خنده های شیطانی

سلام امشب یه خاطره ترسناک از یکی دیگه از مخاطبای سایت دارم داستان سربازان گروه نوهد و خندهای شیطانی راستش بنده سرباز هستم, سرباز نوهد…

آپارتمان جن زده

آپارتمان جن زده

داستانی واقعی یکی از مخاطب های سایت توجهتون رو به خواندنش جلب میکنم. داستان برميگرده به سال هشتادوهشت كه تازه ازدواج كرده بودم يه خونه…

جن در قبرستان

جن در قبرستان

شروع اتفاقات رو که به دقیق خاطرم هست از سال ۱۳۸۳ شروع میشه یکی از دوستام یه موتور جدیده گرون قیمت خارجی گرفت و تصمیم…